محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

262

خلاصة الحكمة ( فارسى )

كه در ابط است ، و جزء سوم كه از همه اعظم است - مىگذرد بر عضد و به جانب دست مىآيد . و اين را « ابطى » نامند . و متفرّق مىگردد بعضى از آن به شعب شعريه در اعالى اغشيهء منصّفهء صدر و اعالى غلاف و لحمِ رخوِ مذكور براى تغذيهء آن‌ها . و اختصاص جزء چهارم به اين ساعد به جهت آن است . و فايدهء بودن اين شعب شعرى آن است كه خون غليظ در آن‌ها دخول و نفوذ ننمايد . مطلع چهارم در بيان عرقِ عظيم صاعد بدان كه اين عرق منشعب مىگردد به دو شعبه نزد وصول به قرب رَقَبَتَين تا نهايت رسيدن به رأس . و آن چه باقى مىماند از انشعاب اوّلى آن - كه مشعب گشته يكى از دو فرد آن به شعب بسيارى - جهت آن‌كه آن عرق ، اوّلًا صعود مىنمايد به جانب عنق [ و ] پيش از آن كه بگذرد از آن ، منقسم مىگردد به دو قسم : يكى از آن دو قسم را « وداج ظاهر » نامند و قسم دومى را « وداج غاير » : [ وداج ظاهر ] : وداج ظاهر ، منقسم مىگردد همان وقت كه صعود نمود از ترقوه به دو قسم : قسم اوّل : مىرود به جانب قدّام و به سوى يك جانب . قسم دوم : اوّلًا به جانب قدّام مىرود و پايين مىآيد ، پس بالا ميرود . ثانيا از ترقوه و گِردِ ترقوه مىگردد به استداره ، پس بالا مىرود به طرف ظاهر رقبه تا آن كه ملحق به قسم اوّل مىگردد و مختلط به آن مىشود . پس جدا مىگردد از آن دو جزء : يك جزء به طرف عريض مىرود ، پس نزد ملتقاى ترقوتين در موضع غاير باهم ملاقات مىنمايند . و جزء دوم مورّب مىرود به طرف ظاهر عنق و با هم ملاقات نمىفرمايند اين هر دو جزء بعد از آن . و متفرّع مىگردد از اين دو زوج ، شعبه [ اى ] عنكبوتيه براى تقويت حس .